چند وقته که خیلی کم مینویسم و از این بابت زیادم راضی نیستم :)))
حس میکنم وقتایی که مینویسم حالم خیلی بهتره...
تو این مدت اتفاق خاصی نیفتاد جز مسافرتی که تو آبان با خواهر اینا رفتیم و خوش گذشت... مشهد پاساژای قشنگی ساختن و طرقبه هم چالی دره ش خیلی خوب بود و شاندیزم حسین شیشلیکی... هوا هم سرد بود.
خبر مهم دیگه اینکه من و عزیز دلم تصمیم گرفتیم توی عید جشن بگیریم و بعد از عید بریم سر خونه زندگیمون. چون خونمون شاید به این زودی آماده نشه و اگه بخوایم برای خونه صبر کنیم، انتظارمون خیلی طولانی میشه. بعد از عید یه خونه رهن میکنیم و به امید خدا زندگی رو شروع میکنیم...
فعلا در حال حاضر چیزی قطعی نیست... فقط من به چنتا تشریفاتی سر زدم و مزون. که البته فهمیدم الان برای مزون دیدن خیلی زوده اما برای سالن و بقیه چیزا باید از الان رزرو کنم که پر نشه... امروزم به چنتا طلا فروشی سر میزنم تا ببینم قیمت حلقه و سرویس چقدر در میاد. باید یه برآورد هزینه کنیم... هرچقدر میخوام مجلس ساده و کم جمعیت و خودمونی باشه هی نمیشه! دلم نمیخواد زیاد ریخت و پاش کنیم، میخوام فقط یه جشن کوچیک باشه که لباس بپوشیم و آرایشگاه
برچسب:
نویسنده: مهسا اسدی
تاريخ: دوشنبه
2 اسفند
1395 ساعت: 11:33